امروز عصر بعد از فیلم تالار خلوت بود و کسی نمانده بود .از پله های تالار که پایین آمدم هوا تاریک شده بود و باد سردی می وزید و اطراف نسبتا خلوت تر از همیشه بود ....تاریکی و سکوت انگار قسمتی از ماهیت سنگفرش های پیاده رو شده بود .پیاده رویی که همیشه دوستش داشتم .غم سنگین بود ...فکر کردم با او هیچ وقت چنین فضای سنگینی نبود .اگر هم بر اثر مسایل دیگر از قبل چنین فضایی با من بود اما وقتی که با هم بودیم خیلی کمرنگ میشد که لحظاتی کاملا محو میشد .چقدر با هم از این پله ها پایین آمدیم بعد از فیلم .چه فیلم های جالبی دیدیم با هم ....وقتی فیلم خوبی بود از همان لحظه های اول شروع میکردیم با هیجان از تاویل ها
ادامه مطلب
برچسب: فیلم,
نویسنده: آرتمیس صادقی
تاريخ: پنجشنبه
2 شهريور
1396 ساعت: 14:51